حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

154

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

و منظور نظرها قرار گرفت . بعد از آنكه در سال 323 مردآويج در اصفهان بدست غلامان ترك خود بقتل رسيد تركان قاتل از ترس دلاوران ديلمى گريختند دسته‌اى بپناه ابو الحسن علىّ بن بويه بشيراز رفتند و دسته‌اى ديگر برياست بجكم نامى راه اهواز پيش گرفته بمحمّد بن رائق پيوستند . محمّد بن رائق باستظهار ايشان در سال 324 رسما از فرستادن خراج و مال ديوانى ببغداد استنكاف كرد و پيغام داد كه خود آن را براى مصارف لشكرى لازم دارد . خليفه و وزير او از عهدهء ابن رائق برنيامدند عاقبت راضى چون مردى بىكفايت و آلت‌دست لشكريان بود و بعلّت امتناع عمّال اطراف از فرستادن مال ببغداد در بحران بىپولى سر ميكرد ابن مقله را از وزارت انداخت و چند بار تغيير وزير داد و چارهء خود را در آن شناخت كه ابو بكر بن رائق را براى ترتيب كارهاى وزارت ببغداد بخواهد و زمام جميع امور را بدست او بدهد . ابو بكر بن رائق در ذى الحجّهء 324 با سپاهيان خود بدار الخلافه آمد و از طرف خليفه بلقب امير الامراء ملقب گرديد . يكى از مشهورترين خانواده‌هائى كه در اين ايّام در كارهاى خلافت دخيل و بمناسبت كفايت و زيركى اهميّتى فوق‌العاده يافته بودند خانوادهء بريدى بودند كه از مدّتها پيش عهده‌دارى جمع اموال بصره و اهواز را در ضمانت داشتند مخصوصا در دورهء وزارتهاى ابن مقله در عهد مقتدر و راضى رونق كار ايشان زياد شد و يكى از ايشان يعنى ابو عبد اللّه احمد بريدى در سال 316 با دادن 20000 دينار رشوه بوزير مأموريّت جمع خراج اهواز را براى خود گرفته بود و بتدريج او و دو برادرش بقوّهء تهوّر و بىباكى و مكّارى بجمع اموال بسيار نايل آمدند و قاهر خليفه با وجود دشمنى با ابن مقله و دوستان او بايشان آزارى نرساند يعنى به خيال گرفتن پولى فراوان از برادران بريدى متعرّض ايشان نشد و برادران مزبور پنهان بودند تا قاهر از ميان رفت و ابن مقله دوباره روى كار آمد و دوستان قديم را بمأموريتهاى سابق گماشت .